آلاچیق
دلمشغولي‌هاي يك شبگرد...
this Fucking Siber and that more Fucking real world
Not in good Mood.

پ.ن.1 : کدوم یکی از پُستای این بلاگ به پُز دادن میخوره؟! من که اینجا رو به کسی لینک ندادم که بخوام پُزش رو بدم. بعد هی میگی از وقتی داری NonStop کار میکنی عصبی و بداخلاق شدی! الانم عصبانی نیستم اصلآ! لطفا مطالب این دنیای مجازیه لعنتی رو به اون دنیای حقیقیه لعنتی تر منتقل نکنید.
به خاطر همین مسخره بازی ها و ادا اطوارای بچه گونه اس که اینجا رو خیلی فعّال نمیکنم.
پ.ن.2 : این 3تا پُست از تو یه کافی نت از شهر کویریه سمنان پابلیش شد.
پ.ن.3 : لطفآ برای یه نفر دعا کنید.
نگه
"نگه جز پیش پا را دید نتواند که ره تاریک و لغزان است..."
یه حسّ خوب
اینکه یکی مُدام منتظر اس ام اس هات باشه خیلی حسّ خوبیه.
ولی خدا نکنه یه جا مثل جادّه چالوس گیر بیاُفتی که موبایلت آنتن نده!
و اینکه تو اون شرایط مُدام تلاش کنی که اس ام اس هات send بشه، بازم خیلی حسّ خوبیه.
کُلآ خیلی حسّ خوبیه.
همینجوری.
تنهام
تنهام؛
به قدر تنهایی یک آجُر "تیپا خورده ی رنجور"، تنهام.
"سکوت"
عاشقانه ای برایم نمانده،
عاشقانه هایم مدفون اند؛ زیر خروارها "سکوت"...
یاران را چه شد...
اینم که هر شب تنهایم و پر میکنه، الانم بدجوری جواب داد:

"تازیان را غم احوال گرانباران نیست
پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم"

"آنکه پامال جفا کرد چو خاک راهم
خاک میبوسم و عذر قدمش میخواهم"

پ.ن.1: همین جا تو کافی نت حافظ رو باز کردم و این اومد.
پ.ن.2: اینم 3 تا پست واسه امشب!
روحت شاد مهدی جان، کجایی که بگی:

"هوا بس ناجوانمردانه است"