آلاچیق
دلمشغولي‌هاي يك شبگرد...
اطلاعیه
اطلاعیه:
به تاریخ پستهای این وبلاگ، یک روز اضافه کنید!

- نمیدونم چرا همه ی پُستام به تاریخ یه روز زودتر از زمان پابلیش شدنشون، پابلیش میشن!
- دوم آذر ماه1385،
ساعت: 11:57pm!
خلوت
در آن خلوت کوچک و تاریک؛
زمان می ایستد
و
رویاها زانو می زنند.

- آنچه یافت می نشود؛
یافت می نشود؟!
حذف شد.
این پست به دلیل مبرّا شدن از تهمت بی اعتمادی، علیرغم میل شخصیم؛
حذف شد.
[سانسور شد]
- زمان می ایستد و رویاها زانو می زنند:

در وصف نیاید،
در واژه نگنجد،
در ذهن نمیرد،
در فهم نماند،
.
.
.
در هیچ نیاید.
[سانسور شد]
- اما من هزار و یکمین قصه شهرزاد را شنیدم.
قصه تو بود...
...
لازمه دوباره تاکید کنم که:

واژه ها مفهومي ندارند
و
براي مفهوم ها هم واژه اي يافت مي نشود

به توان همه ی "واژه"ها و "مفهوم"ها از زندگی خستم.

- فعلا برای فرار از خفگی بود
- میگن علی حرفاشو با چاه می زده.
منم دنبال ِ یه همچین چیزیم.
- حافظ و یه سری آدم ِ خل و چل دیگه هم در مورد "حالم" چرت و پرت زیاد گفتن که حوصله نداشتم تایپشون کنم.