آلاچیق
دلمشغولي‌هاي يك شبگرد...
اَلا، دریاب!
- " نگه کن بیشه‌ای سبز است و مهتاب پس از باران.
همه پوشیده آن شبجامه‌ی زیبای عریانی.
وَ آرمیده زیر توری ِ پنهان ِ آرامش.
همه بیدار‌مستان، خفته‌هشیاران."

- "من این آزرده جان را می‌شناسم خوب،
درین جادو شب ِ پوشیده از برگ ِ گل ِ کوکب،
دلم -دیوانه- بودن با ترا می‌خواست."